تبليغاتX
عاشق کردن شخص مورد نظرتان




















عاشق کردن شخص مورد نظرتان

کاش میشد وقتی دلم میگیره یکی باشه که دست نوازش رو سرم بکشه

اگه گریه بذاره می‌نویسم کدوم لحظه تو رو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه، تو بودی اونکه دستامو رها کرد

خودت گفتی خداحافظ تموم شد منو تو سهممون از عشق این بود خود
 خود تو حرمت عشقو شکستی بریدی آخر قصه همین بود

اگه مهلت بدی یادت میارم روزایی رو که بی تو عین شب بود
تموم سهمت از دنیا عزیزم بذار یادت بیارم یک وجب بود

بهت دادم تموم آسمونو خودم ماهت شدم آروم بگیری
حالا ستاره‌ها دورت نشستن منو ابری گذاشتی داری میری

بیا برگرد از این بن بست بی‌عشق بذار این قصه اینجوری نباشه
آخه بذر جدایی رو چرا تو چرا دستای تو باید بپاشه؟

خداحافظ نوشتن کار من نیست آخه خیلی باهات ناگفته دارم
 اگه گریه بذاره می‌نویسم اگه مهلت بدی یادت میار

نوشته شده در شنبه 1388/09/14ساعت 4:58 بعد از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |

تو کجا بودی؟

          

آن زمان که به آسمان چشم انداخته بودم و از میان این همه
 
ستارگان آسمان به دنبال تو بودم که یک لحظه
 
به من چشمک بزنی و مرا بیش
 
از بیش عاشق خودت کنی ، تو کجا بودی؟

آن زمان که دلتنگ تو بودم ، منتظر شنیدن صدای مهربان تو بودم ،
 
تک تک ثانیه ها را میشمردم و در تب و تاب دیدار
 
با تو بودم ، تو کجا بودی؟ آن زمان که دلم گرفته بود ،
 
با خود درد دل میکردم ، اشک میریختم
 
و در حسرت دیدن تو بودم تو کجا بودی؟

آن زمان که دستانم را به آسمان برده بودم و تو را دعا میکردم
تو کجا بودی؟

تو کجا بودی که ندانستی من کجا هستم؟

یک لحظه هم از فکر و یاد تو دور نیستم!

تو کجا بودی که ببینی این مرد مجنون در این دنیای
 
دور چگونه در پی تو شب و روز به انتظارت

نشسته است ، خسته است ، شکسته است!

در آن زمان تو با یار دگر بودی و من نیز دلم را به تو خوش کرده بودم
 
که آری کسی هست که تنها مرا دوست میدارد !

اما افسوس
افسوس که در آن زمان تو در آغوش یار دیگری بودی
.....

نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/05ساعت 3:38 قبل از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |

     سلام به دوستان امروز

  شعری رو که خودم گفتم براتون گذاشتم

      امیدوارم خوشتون بیاد....


              

آخ تنهایی تو با من چه کردی

آخ تنهایی تو ضره ضره وجودم را خراب ساختی

تو بادردهایت دلم رابه درد آوردی

تو با تحملت صبرم را تمام کردی

تو با اشک هایت غم بر دلم نهادی

تو با تنها گفتنت دلم را تنها کردی

           آخ تنهایی...

  تو با وجودت هستیم را خراب ساختی

نوشته شده در جمعه 1388/01/21ساعت 6:23 بعد از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |

تو بهترين مني
من ماه را ميليون ها بار بوسيده ام
در آسمان با ستاره ها رقصيده ام
آفتاب را در روزهاي باراني لمس كرده ام
عطر رزهاي صورتي را هزاران بار احساس كرده ام
اقيانوسي را ديده ام كه آتش را عاشق خود ساخت
هم آغوشي شقايق هاي سوخته را ديده ام
اما هنوز ...
اما هنوز كسي را نديده ام كه به اندازه تو من را شگفت زده و مبهوت بكند
تو مرا از خود بي خود ساختي
تو پرشورترين لحظات را براي من آوردي
عزيزم ، به اين دليل است كه بهترين مني
عزيزم، به اين دليل است كه مثل هيچكس نيستي


یه خط از من عاشق):
(اینو به همه ی عاشق ها میگم چه دخترید چه پسر
_اگه عاشقید و حس میکنید که معشوقتون داره ناز میکنه
_یا حتی دوستتون نداره
_وهمه ی کاراتون بی نتیجه میمونه برید بهش التماس کنید
_که به حرفاتون گوش کنه
_برید التماس کنید که خوب فکر کنه
_شاید بتونه گوشه ای از خیالش به شما فکر کنه
_شاید بعضی ها احساس غرور کنن (مخصوصا" خانم ها)
_بگن که حتی اگه عاشقمون باشه واگه یه روزباهم ازدواج کنیم
_همش تو سرمون بزنن
_اما این درصد کمه.
_حتی اگه گهگاهی همچین حرفی زده بشه
_بهتر از اینه که آدم با غرورش تاآخرعمر
تنها باشه

نوشته شده در جمعه 1387/12/23ساعت 11:18 قبل از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |

سلام به دوستای عزیزم

امروز تصمیم گرفتم چندتا ازاشعرهای خودم رو بذارم تو وبم:

شایدزیادخوشتون نیاد

امابه خوندنش می آرزه:

 

آخه بی وفا مگه چی میشد دوستم داشته باشی

آخه بی وفا مگه چی میشد واسه یه بار بهم بگی دوستت دارم

آخه بی وفا حالا اومدی که دیگه چیزی برام نمونده

حالااومدی که دیگه جونی ندارم

توی اون روزا که اشک میریختم کجا بودی

 دلمو شکستی رفتی

 

                                              (خدانگهدار)

 

مگه قرارنبود واسه دلم مرحم باشی

مگه قرارنبود دوستم داشته باشی

مگه قرار نبود با هرنفست اسم من باشه

یه روزی که خیلی دوستم داشتی

پس چرا رفتی و تنهام گذاشتی...

 

(یه خط از من عاشق):

(اینو به همه ی عاشق ها میگم چه دخترید چه پسر

_اگه عاشقید و حس میکنید که معشوقتون داره ناز میکنه

_یا حتی دوستتون نداره

_وهمه ی کاراتون بی نتیجه میمونه برید بهش التماس کنید

_که به حرفاتون گوش کنه

_برید التماس کنید که خوب فکر کنه

_شاید بتونه گوشه ای از خیالش به شما فکر کنه

_شاید بعضی ها احساس غرور کنن (مخصوصا" خانم ها)

_بگن که حتی اگه عاشقمون باشه واگه یه روزباهم ازدواج کنیم

_همش تو سرمون بزنن

_اما این درصد کمه.

_حتی اگه گهگاهی همچین حرفی زده بشه

_بهتر از اینه که آدم با غرورش تاآخرعمر

                       تنها باشه

نوشته شده در سه شنبه 1387/12/06ساعت 1:45 قبل از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |

وقتی دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت من در انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست من را دوست بدارد من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد من شروع کردم

وقتی او تمام شد من آغاز شدم

وچه سخت است تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی  کردن

مثل تنها مردن

ولنتاین به جمع عاشق ها مبارک

       


نوشته شده در شنبه 1387/11/19ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |

بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است :

 گفت 2 بخش است کودکي و پيري . گفتم : پس جواني چه شد .

 گفت : با عشق سوخت ... با بي وفايي ساخت ... با جدايي مرد.

نوشته شده در دوشنبه 1387/08/27ساعت 5:2 بعد از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |

بزرگترين گناه : سکوت،

 

بزرگترين شجاعت :دوست داشتن،

 

بزرگترین بار.يار،

 

بزرگترين بلا : فريب ،

 

بزرگترين اسرار : صداقت،

 

بزرگترين افتخار : عاشق شدن


نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/25ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |

وقتی که بودی ...

  وقتی که بودی ...   افتاب تو اسمون بود

وقتی که بودی ...   دلم اروم تر از این بود

 وقتی که بودی ...   دستهام باهات بود

  وقتی که بودی ...   نگاهم برات بود

وقتی که بودی ... چشمام برات بود

وقتی که بودی ... روزام روشن بود

وقتی که بودی ...   یکی باهام بود

وقتی که بودی ...   لبخند باهام بود

 

اما... 

 وقتی نیستی ...

وقتی نیستی ...    اسمون دلم ابریه

وقتی نیستی ...   دستام به باده

وقتی نیستی ...    چشام پر اشکه

وقتی نیستی ...   نگاهم سوی بن بسته

 وقتی نیستی ...  دلم اسیر طوفانه

وقتی نیستی ...    سرم رو شونه هامه

     وقتی که نیستی............

   

نوشته شده در یکشنبه 1387/07/14ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط میلاد(M_N)مدیر| |


Design By : Night Skin